متن آهنگ پله نقش

متن آهنگ پله نقش
متن آهنگ پله نقش
این ارق نا باوری از ارتباطتون با کل
یعنی جز بشه فدای تزریق باور به مغزه مردم
درسته من زیره حجابِ واژه هام نهفته ام
اما واقعی تر ازم بود رو بومت نقشه ونگوگ
شاید اینم خطای دیده
شاید تووش حرفای خفته ی پروانه اسیره پیله
شاید نمیشه دیدت کجایی که فقط میشه شنیدت
زیره شاخه های تفاوتت چقدر دلم کرده هوای سیبتو
بگو تا کی باید بمونیم توو این سیاره
که فقط یه تاثیر از شبیه سازیه زمینِ پیره
نه نمونده مجالی دیگه وقتی واژه هام تقلید میکنن از من
اگه نباشی من رنگ نمیزنم به نقشم
این اصوات پاره های تنِ منن بذار با گوشواره هات برقصن
بذار توو جهانِ مستعد تعفن پرواز بکنم از بند
اما تا شقایق هست باید زندگی ها کرد
باید دل بدی آدم طرد شده تر از باد
بدونِ سرزمین سر از نگاهِ بی باور

به دور از فریبنده های نجیب‌ زادش
جغرافیا فقط یه توده نیست
که وقتی زمان معلقه چرا سکوت تا قعر
چرا دروغ و دوست داشتن موجوداتِ دو پای لاغر
بگو کیا با همدیگه دنیارو ساختن
میدونم من و تو بودیم میدونم خودم خواستم
بگو ما تا کی باید بخوریم از دست رنجِ تاریخِ بدون قافیه
تاریخ یه فل‌بداهه‌ است
اگه نباشه آدم خیابون هنوز یه دختر
با موی سیاهِ که اشک میریزه از درده زایمانم
هر روز الان که اینو مینویسم
حس میکنم قبلا یه جایی این صحنه رو دیده این تن
شاید توو جنینم یه زندگیِ دیگه‌ ای هست
تو با میله های یکی میشدی من تشنه‌ام
عطشم خواستم اولین نگاهتو به دل بگم
من زمسونم ناز میکنه تو ناز میخری برف
شدم آب شدم تا حرفِ دلو بهت بگم
توو بی آبِ  تقدس که همه چی واسه فروشه
من و تو خریدارِ تمومِ این اتفاقیم
اختلافِ زمانی فقط یه عبور از یه لحظه‌ است
وقتی سکوتِ پله ها میرسوندمون به پایین
لکه ی نور دروغه همه چی از یه بلیط شروع میشه من دیدم
من رسیدم و جهان خلق شد از یه سوال تا شنیدن
من که دیگه نمیرم پس ازم نخوا باشم نه
من همون باده بدونِ زادگاهم
که توو موهای بازت میرسه به آرامش
همسایه ی جهانِ من لکه ی آبه
وقتی متولد شد از انفجاره چشمات عشق
این پله ها مارو به کجا میرسوندن
به جز درونِ لایه ی دور افتاده ی تن
باده از ما مست بود قالب از ما هست
چه هراس از روزی که بشه خوند زباله ی قلب
چشمِ آگاهیمونو بستن با شهوده فقط جهل
کجائن گونه های جدیدِ بشریتون با یه چیپست رو گردن
ستاره های خاموش حفره ها دروغ میگفتن
بگو چه دلیلی برای زنده موندن
توو این تاریکی بهتر از عشق هست
ما رو قایقای کاغذی مینوشتیم عشق است
فروکش کنیم یا وارد لایه ی درون شیم با یه پیکر
ما که نمیترسیم از خروشِ دریای نفرت
از جهود ذات بگم یا سکوتِ باد توو موهات
چقد توو نبودِ تنت گلوله خواسته بود این دلم
متن آهنگ نقش به نام پله

Valid XHTML 1.0 Transitional